خرید بک لینک


میانمار
هنوز مستعمره است و آتش تهیه ی این جنایت
هنوز از انگلستان و واشنگتن تدارک می شود
همیشه پای یک زن در میان است
زنی که از قاهره به تل ایو می رود
از تل اویو به کابل
و هر شب نقشه ی کشتار را تدارک می بیند
فعالان صلح جهانی
برایش کف می زنند
پسر علی اف خوابش را می بیند
و شاه عربستان عکسش را کنار اجدادش گذاشته است
او همه جا می رود
اعراب شکم گنده از بوی ادوکلنش زبانشان بند می آید
میانمار هنوز مستعمره است
5بعلاوه یک سکوت می کند
کشتارها ادامه دارد
مردی شبیه چنگیز و هلاکو
تین سین
آتش پرستی فاشیست که قبل از همه
بودا را آتش زد
مردی از تار و پود خوک و شراب
با قلبی از لجن و کثافت
برادر دوقلوی زنی که موی بلوند دارد
و آمده است جهان را به هم بریزد
که حالم از شعار دموکراسی اش به هم می خورد
تین سین برادر دو قلوی خانم کلینتون است
خوش خدمتی اش را
با کشتار مسلمانان تمام کرد
حال آن که بودا به صلح می اندیشد
بودا تعلیم آرامش است و دوستی
تین سین اما نواده ی هلاکوست
پسر غیر شرعی هیتلر است
اگر می دانستم به سانچی نمی رفتم
مجسمه بودا نمی خریدم
چرا که بودا و کریشنا در این کشتار
سکوت کرده اند و
بودای خوابیده در قفسه
انگار قصد بیدار شدن ندارد!

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13

یادداشت یک دانشجوی ساکن بهشت

دست نوشته اش آنقدر زیبا بود که آن را بارها خواندم...ده ها بار ...آنقدر که حفظ شدم.
حقیقت زندگی در کلمات ساده و بی شیله پیله اش موج میزد،انگار کمی از جامعه دلگیر است انگار فریاد هایش را بر سر کاغذ نوشته،دلسوزانه،صمیمی،بی غرور...
شهید احمد رضا احدی را می گویم. دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران،جایی خواندم رتبه یک کنکور...
چه فرقی می کند؟
مهم این است که دست نوشته اش بوی حقیقت می دهد، که الان در بهشت است،یعنی تو می گویی اگر رتبه یک نبود در بهشت راهش نمی دادند؟ یا اگر دانشجو پزشکی دانشگاه تهران نبود...
بگذریم.
یادداشت شهید بزرگوار تقدیمِ شما دوستان.
باشد که بفهمیم!

" چه كسی میداند كه جنگ چیست؟ چه كسی میداند فرود یك خمپاره قلب چند نفر را میدرد؟ چه كسی میداند هر سوت خمپاره فردا به قطره اشكی بدل خواهد شد و این اشك جگرهایی را خواهد سوزاند؟ كیست كه بداند جنگ یعنی سوختن، ویران شدن، آرامش مادری كه فرزندش را همین الان با لای لای گرمش در آغوش خود خوابانیده؛ نوری، صدایی، ریزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم كودك در قامت خمیده مادر؟ كیست كه بداند جنگ یعنی ستم، یعنی آتش، یعنی خونین شدن خرمشهر، یعنی سرخ شدن جامهای و سیاه شدن جامهای دیگر، یعنی گریز به هرجا، هرجا كه اینجا نباشد، یعنی اضطراب كه كودكم كجاست؟ جوانم كجاست؟ دخترم چه شد؟
به كدام گوشه تهران نشستهای؟
كدام دختر دانشجویی كه حوصله ندارد عكسهای جنگ را ببیند و اخبار جنگ را بشنود، دختران معصوم سوسنگرد، خواهران گل، آن گلهای ناز، آن اسوههای عفاف كه هركدام در پس رنجهای بیكران صحرانشینی و بیابانگردی، آرزوهای سالهای بعد را در دل میپروراندند، آن خواهران ماه، مظاهر شرم و حیا را بفهمد، كه بیشرمان دامانشان را آلودند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.
كدام پسر دانشجویی میداند هویزه كجاست؟
چه كسی در آن كشته شد و در آن دفن گردید؟ چگونه بفهمد تانكها هویزه را با 120 اسوه، از بهترین خوبان له كردند و اصلاً چه میداند تانك چیست و چگونه سری زیر شنیهای آن له میشود؟
آیا میتوانید این مسئله را حل كنید؛
گلولهای از دوشیكا با سرعت اولیه خود از فاصله 100 متری شلیك میشود و در مبدأ به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ كرده و گذر میكند، معلوم نمایید:
سر كجا افتاده است؟ كدام زن صیحه میكشد؟ كدام پیراهن سیاه میشود؟ كدام خواهر بی برادر میشود؟ آسمان كدام شهر سرخ میشود؟ كدام گریبان پاره میشود؟ كدام چهره چنگ میخورد؟ كدام كودك در انزوا و خلوت خویش اشك میریزد؟
یا این مسئله را كه هواپیمایی با یك ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین ماشین لندكروزی را كه با سرعت در جاده مهران – دهلران حركت میكند مورد اصابت موشك قرار میدهد، اگر از مقاومت هوا صرف نظر كنیم، معلوم كنید:
كدام تن میسوزد؟ كدام سر میپرد؟ چگونه باید اجساد را از میان این آهن پاره له شده بیرون كشید؟ چگونه باید آنها را غسل داد؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش كنیم؟ چگونه در تهران بمانیم و تنها، درس بخوانیم؟
چگونه میتوانی درها را بر روی خودت ببندی و چون موش، در انبار كلمات كهنه كتاب لانه كنی؟
كدام مسئله را حل میكنی؟ برای كدام امتحان، درس میخوانی؟ به چه امیدی نفس میكشی؟ كیف و كلاسور را از چه پر میكنی؟
از خیال؟ از كتاب؟ از لقب شامخ دكتر؟ یا از آدامسی كه مادرت هرروز صبح در كیفت میگذارد؟ كدام اضطراب جانت را میخلد؟
دیر رسیدن به اتوبوس؟ دیر رسیدن سر كلاس؟ نمره A گرفتن؟
دلت را به چه چیز بستهای؟
به مدرك؟ به ماشین؟ به قبول شدن در دوره فوق دكترا؟
آهای پسرك دانشجو!
به تو چه مربوط است كه خانوادهای در همسایگی تو داغدار شده،جوانی به خاك افتاد و در خون شكفت.
آهای دخترك دانشجو!
به تو چه مربوط كه دختران سوسنگرد را به اشك نشاندند و آنان را زنده به گور كردند.
در كردستان حلقوم كسانی را پاره كردند تا كدهای بیسیم را بیابند.
به تو چه مربوط است كه موشكی در دزفول فرود بیاید و به فاصله زمانی انتشار نوری، محلهای نابود شود و یا كارگری كه صبح به قصد كارخانه نبرد اهواز از خانه خارج و دیگر بازنگشت ، همكارانش او را تا بهشت اباد اهواز روی دست بدرقه كردند.
به تو چه مربوط كه كودكانی در خرمشهر از تشنگی مردند.
هیچ میدانستی؟
حتماً نه!
هیچ آیا آنجا كه كارون و دجله و فرات به هم گره میخورند به دنبال آب گشتهای تا اندكی زبان خشكیده كودكی را تر كنی؟ و آنگاه كه قطره ای نم یافتی با امیدهای فراوان به بالین كودك رفتی تا سیرابش كنی،اما دیدی كه كودك دیگر آب نمیخواهد...
اما تو!
اگر قاسم نیستی، اگر علی اكبر نیستی، حرمله مباش كه خدا هدیه حسین(علیه السلام) را پذیرفت.خون علی اصغر را به زمین باز پس نداد
و نمیدانم كه این خون، خون خدا، با حرمله چه میكند؟!
همین. "

برای شادی روح این شهید عزیز، صلوات

منبع: وبلاگ چاردیو

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13



موشک بالستیک شهاب-1




برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13

انیمیشن: پرواز 655

بسم الله الرحمن الرحیم

انیمیشنی کوتاه درباره حمله وحشیانه ناو آمریکایی وینسنس به هواپیمای مسافری جمهوری اسلامی ایران در دوازده تیر هزار و سیصد و شصت و هفت

کاری از گروه فریم افسران



می توانید کیفیت بهتر را از لینک زیر دانلود کنید:
http://miladps3.persiangig.com/video/flight655.mpg


برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13

خدایا به آسمان بلندت سوگند ...

به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدرد علی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است، شیعه تمام عیار علی شدن ...

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13


شعبان شــد و پیک عشق از راه آمد

عطـــــر نفــس بقـــــــــــــــــية الله آمد

با جلوه سجاد، ابوالفضل و حســـــين

يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

تبیان زنجان

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: شنبه 31 تير 1391 ساعت: 3:13

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 4:53

خدایا به آسمان بلندت سوگند ...

به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدرد علی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است، شیعه تمام عیار علی شدن ...

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 4:53


شعبان شــد و پیک عشق از راه آمد

عطـــــر نفــس بقـــــــــــــــــية الله آمد

با جلوه سجاد، ابوالفضل و حســـــين

يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

تبیان زنجان

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 4:53

ارمغان بعثت

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 4:53

در پاسخ به یاوه گویی های شاهین عمری مرتد

هیئت یازینب سلام الله علیها شهرستان بن برگزار می کند

مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی با موضوع

امام هادی النقی علیه السلام

امام هادي النقي عليه السلام

مهلت شركت در مسابقه: تا پايان شهريور ۹۱

نحوه ارائه وبلاگ: آدرس وبلاگ خود را در قسمت نظرات همين پست قرار دهيد

برندگان مسابقه شب ميلاد امام هادي عليه السلام ۱۰ آبان ۹۱ اعلام خواهند شد

نكات زير در انتخاب بهترين وبلاگ در اولويت هستند:

۱- نام وبلاگ( بهتر است از نام يا يكي از القاب امام هادي عليه السلام باشد.

۲- استفاده از مطالب جديد)كپي نكردن از مطالب سايت هاي ديگر).

۳- تاريخ ايجاد وبگاه بايد از خرداد ۹۱ به بعد باشد.

۴- درج منابع مطلب هاي استفاده شده( از كتب معتبر شيعه باشد).

۵- زيبایی وبلاگ( قالب، استفاده از كدهاي جاوا و ...)(مناسب با مقام امام هادي عليه السلام باشد)

۶- درج لوگوي وبلاگ هيئت يازينب(سلام الله عليها)(در سمت چپ همين صفحه كد را كپي كرده و در قسمت تنظيمات وبلاگ خود قرار دهيد)

۷- ثبت وبلاگ در سايت ساماندهي به آدرس www.samandehi.ir

جوایز :

نفر اول ( کمک هزینه سفر کربلای معلی)

نفر دوم ( کمک هزینه سفر به مشهد مقدس)

نفر سوم( کمک هزینه سفر به مشهد مقدس)

و جوائز نفیس و ارزنده دیگر

توجه: از تمام وبگاه های ارزشی تقاضا می شود نسبت به اطلاع رسانی نسبت به این موضوع اقدام کنند و در ثواب این امر شریک باشند.

کسانی که در وسعشان هست برای افزایش جوائز با شماره روابط عمومی هیئت تماس بگیرند.

امام هادی علیه السلام در قلب ماست....


برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 4:53

برچسب: نویسنده: صادق امانی بنی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 4:53

صفحه بندی